تبليغاتX
تباهی
فریاد شیطان
 ARCH ENEMY__RISE OF THE TYRANT 2007

لينك دانلود آهنگهاي آلبوم

WWW.GOTHIC.MIHANBLOG.COM

ARCH ENEMY__RISE OF THE TYRANT

2007

 

blood_on_our_hands

the_last_enemy

will_live_again

this_shallow_grave 

revolution_begins

rise_of_the_tyrant 

the_day_you_died

intermezzo_liberte

night_falls_fast 

the_great_darkness

-vultures 

 

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 

 

مرگ زود هنگام دوست عزیزمون لرد وينر به خاطر سرطان خون رو به همتون تسليت مي گم

 

 

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 وصیتنامه داریوش

اينك كه من از دنيا می روم بيست و پنج كشور جزو امپراتوری ايران می باشد و در تمام اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان در آن كشورها دارای احترام می باشند و مردم كشور ها نيز دارای احترام هستند. جانشين من خشايارشا {خشایار شاه} بايد مثل من در حفظ اين كشورها بكوشد و راه نگهداری اين كشورها اين است كه : «در امور داخلی آن ها دخالت نكند و مذهب و شعائر آن ها را محترم بشمارد» اكنون كه من از دنيا می روم تو دوازده كرور زر در خزانه سلطنتی داری و اين زر يكی از اركان قدرت تو مي باشد. زيرا قدرت يك پادشاه فقط در شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش كه تو بايد به اين ذخيره ها بیافزايی نه كه از آن بكاهی. من نمي گويم كه از آن برداشت نكنی زيرا قاعده اين زر اين است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند. اما در اولين فرصت آنچه را كه برداشتی به خزانه برگردان. مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن. ده سال است كه من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها كه از سنگ ساخته مي شود به شكل استوانه است ٬ در مصر آموختم. چون انبار ها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمی آيند و غله در اين انبارها سال ها می ماند بدون اينكه فاسد شوند. تو بايد بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه دهی تا اينكه همواره آذوقه دو يا سه سال كشور در انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اينكه غله جديد به دست آمد از غله موجود در انبارها برای تأمين كسری خواربار استفاده كن و غله جديد را بعد از اينكه بو جاری شد به انبار منتقل نما. بدين ترتيب تو هرگز براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهی داشت ولو دو يا سه سال پياپی خشكسالی شود. هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهای مملكتی نگمار. برای آنان همان مزيت دوست بودن با تو كافيست. چون اگر دوستان و نديمان خود را به كارهای مملكتی بگماری و آنان به مردم ظلم بنمايند و استقاده نا مشروع كنند ٬ نخواهی توانست آن ها را مجازات كنی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعايت دوستی نمايی. كانالی كه من مي خواستم بين شط نيل و دريای سرخ به وجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگانی و جنگی خيلی اهميت دارد و تو بايد آن كانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور كشتی ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتی ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند. اكنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اينكه در اين قلمرو ايران نظم و امنيت برقرار كند. ولی فرصت نكردم سپاهی به يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برسانی. با يك ارتش نيرومند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند.{شاید این وصیت عامل حمله ایرانیان به یونان و دست مایه ساخت فیلم 300 باشد} توصيه مي كنم هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده. چون هردوی آن ها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور كن. افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آن ها بدرفتاری نكن. اگر بد رفتاری كنی آن ها نخواهند توانست معامله متقابل كنند. اما در ميدان جنگ تلافی خواهند كرد. هر چند به قيمت كشته شدن جان خودشان باشد و تلافی آن ها اينطور خواهد بود كه دست روی دست می گذارند و تسليم مي شوند تا اينكه وسيله شكست خوردن تو را فراهم نمايند. امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اينكه فهم و عقل آن ها بيشتر شود و هر قدر كه فهم آن ها زيادتر شود ٬ تو بهتر مي توانی سلطنت كنی. همواره حامی کيش يزدان پرست باش ولی هيچ قومی را مجبور نكن كه از كيش تو پيروی كنند و پيوسته به خاطر داشته باش كه هر كس بايد آزاد باشد كه از هر كيشی كه ميل دارد پيروي كند. بعد از اينكه من زندگی را بدرود گفتم بدن من را بشوی و آنگاه كفنی را که خود فراهم كردم ٬ بر من بپيچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار. اما قبرم را كه موجود است مسدود نكن تا هر زمان كه می توانی وارد قبر شوی و تابوت سنگين مرا در آنجا ببينی و بفهمی من كه پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت می كردم ٬ مردم و تو نيز مثل من خواهی مرد ، زيرا سرنوشت آدمی اين است كه بميرد. خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد و يا يك خار كن. اگر تو هر زمان كه فرصت بدست می آوري ٬ وارد قبر شوي و تابوت را ببينی. زنهار ٬ زنهار. هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو. اگر از كسي ادعايی داری موافقت كن كه يك قاضی بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگی قرار بدهد و رای صادر نمايد. زيرا كسی كه مدعی است ٬ اگر قاضي هم باشد ٬ ظلم خواهد كرد. هرگز از آباد كردن دست بر ندار ٬ زيرا اگر دست از آباد كردن برداری ٬ كشورت رو به ويرانی خواهد گذاشت. در آباد كردن ٬ حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهميت قرار بده. عفو و سخاوت را فراموش نكن و بدان كه عفو فقط موقعی بايد بكار بيفتد كه كسی نسبت به تو خطايی كرده باشد و اگر به ديگری خطايی كرده باشد و تو خطا را عفو كنی ظلم كرده ای. بيش از اين چيزی نمی گويم و اين اظهارات را با كسانی كه غير از تو در اين جا حاضرند كردم تا اينكه بدانند قبل از مرگ من توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس می كنم مرگم نزديك شده است. ای خداوند خرد ٬ مرا از بهترين گفتار و کردار بياگاهان تا در پرتو اين آموزش با انديشه ای روشن و قلبی پاک ستايشت را بجای آورم. ای هستی بخش بزرگ ، با نيروی خويش چنان ساز که از يک زندگی نوين و سرشار از راستی بهره مند گردم.

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 گنجه های کهنه

آنگاه. خورشید سرد شد. و برکت از زمین ها رفت. و سبزه ها به صحراها خشکیدند. و خاک مردگانش را زان پس دگر به خود نپذیرفت. شب در تمام پنجره های پریده رنگ مانند یک تصور مشکوک پیوسته در تراکم و طغیان بود. و راهها ادامه خود را در تیرگی رها کردند. دیگر کسی به فتح نیندیشید. در غارهای تنهایی. بیهودگی به دنیا آمد. خون بوی بنگ و افیون میداد. زنهای باردار؛ نوزادان بی سر زائیدند. و گاهواره ها از شرم به گورها پناه آوردند. چه روزگار تلخ و سیاهی. نان، نیروی شگفت رسالت را مغلوب کرده بود. پیغمبران... از وعده گاههای الهی گریختند. و بره های گمشده. دیگر صدای هی هی چوپانی را در بهت دشتها نشنیدند. در دیدگان آینه ها گویی حرکات و رنگها و تصاویر وارونه منعکس می گشت. و بر فراز سر دلقکان پست و چهره وقیح فواحش. یک هاله مقدس نورانی مانند چتر مشتعلی می سوخت. مرداب های الکل. با آن بخارهای گس مسموم. انبوه بی تحرک روشنفکران را به ژرفنای خویش کشیدند. و موشهای موذی اوراق زرنگار کتب را در گنجه های کهنه جویدند. خورشید مرده بود. خورشید مرده بود و فردا در ذهن کودکان مفهوم گنگ گمشده ای داشت. آنها غرابت این لفظ کهنه را در مشق های خود. بالکه درشت سیاهی تصویر می نمودند. مردم، گروه ساقط مردم. دلمرده و تکیده و مبهوت در زیر بار شوم جسدهاشان از غربتی به غربت دیگر می رفتند. و میل دردناک جنایت در دستهایشان متورم می شد. گاهی جرقه ای، جرقه ناچیزی. این اجتماع ساکت بیجان را. یکباره از درون متلاشی می کرد. آنها به هم هجوم می آوردند. مردان گلوی یکدیگر را با کارد می دریدند. و در میان بستری از خون با دختران نا بالغ همخوابه می شدند. آنها غریق وحشت خود بودند. و حس ترس گنهکاری ارواح کور و کودنشان را. مفلوج کرده بود. پیوسته در مراسم اعدام وقتی طناب دار. چشمان پر تشنج محکومی را به بیرون می ریخت. آنها به خود فرو می رفتند و از تصور شهوتناکی. اعصاب پیر و خسته شان تیر می کشید. اما همیشه در حواشی میدان ها. این جانیان کوچک را می دیدی. که ایستاده اند و خیره گشته اند به ریزش مداوم فواره های آب. شاید هنوز هم در پشت چشمهای له شده. در عمق انجماد. یک چیز نیم زنده مغشوش. بر جای مانده بود. که در تلاش می رمقش می خواست ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها. شاید، ولی چه خالی بی پایانی. خورشید مرده بود. و هیچکس نمی دانست. که نام آن کبوتر غمگین کز قلبها گریخته ایمانست. آه، ای صدای زندانی. آیا شکوه یإس تو هرگز. از هیچ سوی این شب منفور. نقبی بسوی نور نخواهد زد؟ آه، ای صدای زندانی. ای آخرین صدای صداها

 

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 behemoth

"Behemoth"
- Fire - - I am the one, I am the one that you need - I am the one, I am the one that you need - I am the one, I am the one - -
The Devil's son has just begun - To shine, to shine - - I am the one to do the deed, I am - I am the one to do the deed - I am
the one to do the deed - I am the one - - I am the one, I am the one that you need - I am the one, I am the one Two - I am the
one, I am the one - I am the one - - The Devil's son has just begun - To shine, to shine, to shine - - What's left unsaid - Yeah
things come around - This is the one this is - - This is the one this is - - The Devil's son has just begun - To shine, to shine,
to shine - - Fire

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 بيگانگان نفرين شده

 

اینم آلبوم جدید یکی از دوستان

 

ALLBUM : BLOOD (خون)

NAME Groupe (ENGLISH) : ALIENS OF ANATHEMA

NAME Groupe (PERSIAN) : بيگانگان نفرين شده

 NAME : TITAN VOCALS (خواننده)

http://titan768.persiangig.com/audio/SARNEVESHT.mp3

http://titan768.persiangig.com/audio/AM%202.mp3

http://titan768.persiangig.com/audio/Cosmic%20Sea.mp3

http://titan768.persiangig.com/audio/Darkly.mp3

http://titan768.persiangig.com/audio/I%20COME.mp3

http://titan768.persiangig.com/audio/JONOON.mp3

http://titan768.persiangig.com/audio/Love.mp3

 

 

 

 

  

  

 

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 نگاهداری یک نژاد اصیل

 

   

این دولت نیست که می تواند مغز های متفکر را بوجود بیاورد بلکه باید نژاد اصیل خود را نگاه دارد تا آنها بتوانند کاری صورت دهند.

در حالت عکس آن دولت میتواند قرنها وجود داشته باشد بدون اینکه تغییر فاحشی به ظهور برسد اما اگر نژاد او با نژاد های دیگر مخلوط شود از این کار جلو گیری به عمل خواهد آمد ورفته رفته عظمت تاریخ وتمدن اولیه او دچار نیستی وانحطاط خواهد شد.

بنا بر این شرط اصلی بقای یک کشور وابسته به دولت او نیست  بلکه اساس آن ملتی است که با نژاد پاک خود باید این دولت را بوجود بیاورد. 

 

بدبختانه ملت ایران در حال حاضر دارای نژاد واحد نیست اختلاط نژاد ایران به طوری نبوده

است که از آن یک نژاد تازه ای بوجود بیاید ودر واقع اختلاط و امتزاج آمدو رفت ملت ها به

طور عجیبی خون ملت ایران را در هم ساخته است که ایران امروزی به هیچ وجه به ایران

سابق شباهت ندارد. 

 

 

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 عدالت............

آفتاب مفهوم عدالت بود

وآنان اینگونه می پنداشتند

اکنونی رسید که آفتابگونه ای مفهوم آفتاب شد

آنان در آفتابگونه خویش دلفریفته بودند

دریغ!

تاریکی نیمه دیگر آمد

اکنونی شد که حتی آفتاب نیز مفهوم عدالت نبود

وآنان هم چنان سرگرم تقدیس آفتابگونه خویش بودند........

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 نظرتون چیه؟

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 Driving Down The Darkness)devildriver)



Beat down through worlds
This time it's crossed the line
Beware of what's behind
Wolfs coming quick to kill you
Currents running strong
Think your right, wrong
Look, it's long gone
Look, it's long gone

Stick it to yourself, hold your own
Stay strong in the sight of insanity

Driving down the darkness
Stricken by the madness
Praying for forgiveness
While you play god (with my life)

Me against them, no stopping
Time for action not talking
If it rears it's ugly head
I'll cut it clean off
Change this, change that
Change this, change that

My ears are burning from all the talking
Time for fuckers to start walking
Stick to yourself hold your own
Stay strong in the sight of insanity

Driving down the darkness
Stricken by the madness
Praying for forgiveness
While you play god (with my life)

I'll pray for you, your prayers come true
That I don't come for you

Driving down the darkness
Stricken by the madness
Praying for forgiveness
While you play god (with my life)


|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 نژاد برتر

 

 

...این کره خاکی هر اثری در انسان داشته باشد نتیجه این تاثیر و نفوذ بر حسب نژادهایی است که از آن استفاده می کنند متفاوت است.اگر یک زمین متوسط وکم ارزش وجود داشته باشد نژاد برتری که کارهای عجیب صورت داده می تواند از این زمین کم محصول بهره های بزرگ بگیرد اما برای دیگری زمین غیر مزروع یک وسیله بدبختی است وبا زحمت و کوشش زیاد  هم نخواهد توانست به قدر سد جوع خود غذا فراهم نماید.

این بسته به شرایط نژادی انسان است که می تواند از یک چیز .. چیز مهمتری به دست بیاورد  آن چیزی که ممکن است یکی را تهدید به گرسنگی کند برای دیگری وسیله ای است که با پشت کار از آن بهره برداری خواهد کرد.

تمام تمدن ها ی گذشته که دارای شکوه وجلال بودند از بین رفتند برای اینکه نژاد خلاقه اولیه در اثر مسموم شدن خود از بین رفته بودپس برای نگهداری یک تمدن باید انسانهایی را که آنها بوجود آوردند نگاهداری کرد  اما این حفظ و نگاهداری مشروط به تقویط جنس برتر و بارور ساختن آنهاست...

 

""""نبرد من""""آدولف هیتلر""""

 

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 neo nazism

....تشکیل دولت نیرو مند بدون در نظر گرفتن شرایط اصلاح نژادی ممکن نیست.دولت وابسته ضروریات اقتصادی بر اساس نیروی سیاسی است و یک چنین مفهوم عالی وابسته به این است که اعضای دولت از افراد یک نژاد عالی و برجسته تشکیل شده باشد.
کسی که به اختلاف بین نژادها معتقد نیست و نمی داند کدام نژاد برتر می توانداساس تمدن یک کشور را استوار سازد چنین شخص در مورد شناختن لیاقت اشخاص زیاد اشتباه می کند.


<<<نبرد من::::::آدلف هیتلر>>>


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 شاید تباهی شاید ............

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 rover think

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 سرود مرگ
ما روي گلوله اي هستيم
و ما مستقيم به سوي خدا نشانه رفته ايم
او هم مي خواهد كه تمامش كند
ما قرصي خورديم ، چهره اي ساختيم ، بليطهايمان را خريديم
و ما اميدواريم كه بهشت حقيقت داشته باشد
من ديروز در تلويزيون پليسي را ديدم كه كشيشي را ميزد
آنها هم مي دانستند كه قهرمان ما را كشتند
ما سرود مرگ را مي خوانيم
چون ما هيچ آينده اي نداريم
و ما فقط مي خواهيم مثل تو باشيم
ما شمعي را روي زمين روشن كرديم
و آنرا تبديل به جهنم كرديم
و اينطور وانمود كرديم كه در بهشت هستيم
ما دعاهايمان را روي يك بمب نوشتيم
و بوسه اي بر رويش زديم
و به خدا فرستاديم
ما دنيا بوديم
اما هيچ آينده اي نداريم
و ما فقط مي خواهيم مثل تو باشيم

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 خدای منعکس شده
دنياي تو مثل يك زيرسيگاري است
و ما مثل سيگاري مي سوزيم و خاكستر مي شويم
و هر چه بيشتر گريه كنيم خاكسترهاي ما تبديل به لجن مي شوند
اين سرشت زالو(موجودي خونوار) است
انسانهاي پاكدامن فريب خورده اند
تو فقط قسمت دوم زندگيت را خرج مي كني
دنياي من ساده است
راه خروجي دارد
من ميگويم اين هست پس اين درست است
آنجا رويايي درون رويا است
؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من وقتي مردم شما خواهيد فهميد
من رفتم پيش خدا تا ببينمش
و من به خودم نگاه مي كردم
ديدم بهشت و جهنم دروغ بوده
زماني كه من خدا هستم همه مرده اند
اثر گناه / آيا قدرت من را حس مي كني ؟
اينجا شليك كن دنيا كوچكتر مي شود
بگذار روي شمشير تيزبپزيم
و لبخندهايمان بريده شود
بدون وجود تهديد مرگ
هيچ دليلي براي زنده بودن وجود ندارد
هر چيزي كه من به تو نشان دادم تكه ابي از مرگم بود
شليك كن
هيچ رستگاري وجود ندارد
هيچ بخششي وجود ندارد
اين فراتر از تجربه ماست

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 نازیسم

۱.همیشه آزاد باش

۲.همیشه یک نژاد برتر اون هم نژاد سفید وآریای هستش که همیشه برتره

۳.متکی به کسی یا چیزی نباش

۴.به کسی اعتماد نکن

۵.از کسی که بدت می اد ازبین ببرش

۶.اشغال گران را از حریم خودت دورکن

۷.کسانی که برای تو مشکل درست میکنن ازبین ببرشون

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 ناسیونال سوسیال

ما هم حزب ناسیونال سوسیال که برای هدف دیگر پایکوبی میکنیم در اساس امر در سرزمین عمل قرار نداریم.

ما هم قهرا فکر و اندیشه بزرگی نخواهیم شد بلکه گروه دروغ پردازی هستیم که در اجتماع امروز نظایر آن بسیار زیاد است.

ما باید بین دولتی که از افراد نالایق تشکیل شده و نژاد پاک واصیلی که بتواند یک دولت ملی را ایجاد کند فرق بگذاریم.

این دولت که شامل همه چیز است تا وقتی میتواند به پایداری خود امیدوار باشد که محتویات خود را حفظ کند در غیر این صورت کوچکترین ارزشی نخواهد داشت.

 

 

بنابراین هدف عالی دولت راسیست (نژاد برتر) باید در حفظ ونگهداری نژاد اصلی اولیه که واجد تمدن حقیقی هستند بکوشد و بداند تنها چیزی که برای او قیمتی است محترم داشتن نژاد های برتر است که این تمدن را بوجود آورده اند.

ما که خود را وارث آریا میدانیم باید دولتی را بوجود آوریم که ساخته و پرداخته ملت باشد واگر این کار انجام شد نژادایران خواهد توانست تمدن اولیه آریا ها را در این کشور تجدید نماید.

آنچه را که امروز به نام دولت به ما تحمیل میکنند محصول وحشتناک اشتباهات گذشتهای است که غیر از رنج و بدبختی برای ما سودی نخواهد داشت

 

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 خدمت تا لحظه مرگ
در اینجا گرفتار چیزی هستم که خدمت تا لحظه مرگ نامیده میشود

کشتاری بی شرمانه نه کشتار انسانها بلکه کشتار روحشانُ روحی که هرگز باز نخواهد گشت

و هرگز  و هرگز تا ابد تا جائی که فکر هم قادر نیست آن را درک کند.....

 

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 ناامیدی تا لحظه مرگ مرگی آرام مرگی سبز..سبز لجنی
در پاییزی وحشتناک که چیزی جز گذراندن وقت به ذهنت نمیرسد دنبال چیزی به نام مرگ می گردم.مرگی آرام بی آنکه کسی چیزی بفهمد ویا کسی بعد از تو نامی از تو به زبان بیاورد......منتظرم منتظر..انتظاری که مرا به مرز جنون می کشاند..... 

 

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 otep

|+| نوشته شده توسط vainer در  |
 
 
بالا